زينب مراديان ، سجاد فياض- خودش مى گويد خنده هايش هميشگى است و براى بعضى از خنده هاى تاريخى اش دليل خاصى ندارد و كم نديديم از اين دست خنده هايش در طول مصاحبه! حسين مرعشى كه از ابتداى تأسيس حزب كارگزاران، حضورى فعال در اين حزب داشته و در دولت آقاى هاشمى هم مسئوليت رئيس دفترى را برعهده داشته است، در انتخابات نهم رياست جمهورى به عنوان يكى از مدافعان هاشمى در برنامه مناظره با كلهر حضور يافت.خيلى ها از آن مناظره برخلاف ديدگاه مرعشى، برداشت هاى ديگرى كردند. ۲۷ خرداد با او در دفتر كارش كه مديرعاملى سازمان عمران كرمان بود قرار گذاشتيم و از انتخابات نهم رياست جمهورى و نتيجه آن گفتيم و شنيديم.
آقاى مرعشى يكى از به ياد ماندنى ترين صحنه هاى انتخابات نهم رياست جمهورى سال ،۸۴ خنده هاى شما در مناظره با آقاى كلهر نماينده دكتر احمدى نژاد در برنامه گفت وگوى ويژه خبرى شبكه دوم بود كه نوع برخورد و صحبت هاى شما به گونه اى فضا را تغيير داد كه شخص آقاى هاشمى بعدها در همان برنامه گفت اينها نماينده من نبودند. در حال حاضر چه تحليلى از آن عرصه دوگانه اى كه پيش آمده بود، داريد؟
بايد بگويم ما اين روزها عميق تر مى خنديم! (با خنده)، آقاى هاشمى واقعيت را گفتند كه ما نماينده ايشان نبوديم. من از مناظره ام راضى بودم و هنوز هم به مطالبى كه در آن برنامه گفتم پايبندم و فكر مى كنم زمان هم در جهت اثبات صحبت هاى من پيش رفته است و اگر هم اكنون صدا و سيما دوباره آن مناظره را پخش كند، فرصت خوبى براى قضاوت خواهد بود.
مثلاً همان جمله اى كه گفتيد چهره ايشان به رئيس جمهورى نمى خورد؟
من چهره را نگفتم. قيافه را آقاى كلهر گفت. چهره كه مهم نيست، انديشه مهم است. من گفتم براى آقاى احمدى نژاد زود است هنوز هم مى گويم، اگر ايشان مى ماندند و صبر مى كردند براى دوره هاى بعد، شايد موفق تر عمل مى كردند. با مناظره من به دو گونه برخورد شد: بعد از مناظره تا اعلام نتايج آرا و ديگر بعد از اعلام نتايج آرا. تا قبل از اعلام نتايج آرا، لاينقطع هر دقيقه اى يك تماس يا پيام داشتم مبنى بر اين كه از من تجليل مى كردند كه چقدر خوب حرف زدى و محكم جواب دادى! اگر اغراق نكنم تا چند ساعت قبل از انتخابات نمى توانستم از تلفن همراه استفاده عادى كنم، چرا كه دوستان مدام اظهار رضايت مى كردند.
اين طور كه گفتيد، دوستانتان اظهار رضايت مى كردند، افكار عمومى و عامه مردم چه نظرى داشتند؟
دوستان ما هم جزئى از مردم بودند و همه ما يك هدف داشتيم و براى آن مبارزه مى كرديم.
به هر حال دوستان شما داراى جهت فكرى خاصى بودند و بى طرف نبودند؟
ما در اردوگاه خودمان مبارزه مى كرديم و بايد اردوگاهمان را سرپا نگه مى داشتيم.
اما نظرسنجى هايى كه بعد از برنامه اعلام شد، چيز ديگرى را نشان مى داد. افكار عمومى از برخورد شما اين گونه برداشت كرده بودند كه شما در حال تحقير طرف مقابل بوديد.
بله اين موضوع را من هم شنيدم. مردم تصور كرده بودند من قصد تحقير جريان مقابل را دارم، در صورتى كه اصلاً چنين منظورى را نداشتم. خنده هاى من هميشگى است. حرف هاى من تحقيرآميز نبود. ولى به هر حال نتيجه و اتفاقى كه در انتخابات افتاد براى بخشى قابل پيش بينى نبود. مى خواستند ببينند چرا اين گونه شد و دنبال دليل مى گشتند. چون آخرين مناظره را من انجام داده بودم، همه سراغ من آمدند. درباره مناظره آقاى نوبخت، ايشان راحت تر از من است چرا كه امروز آقاى خوش چهره به اردوگاه مخالفان دولت پيوسته است. من هم بايد منتظر بمانم تا آقاى كلهر به اين اردوگاه بپيوندد! (با خنده) به هر صورت من از صحبت هاى خود در آن مناظره راضى هستم و به كسى هم توهين نكردم. درباره بسيج هم من به بسيج اعتقاد دارم و افتخار مى كنم كه يك روز بسيجى شوم.
بحث را به فضاى انتخابات برگردانيم، چه شد آقاى هاشمى كه معتقد بودند بايد عرصه را به جوان ترها بسپارند، بعد از آن همه كش و قوس، داروى تلخ را نوشيدند و پا به عرصه انتخابات گذاشتند. يعنى در اين ۲۷ سال بعد از انقلاب، هيچ مديرى در سطح رئيس جمهور نداشتيم؟ اگر از زاويه خودتان هم نگاه كنيم هيچ كدام از اطرافيان آقاى هاشمى در اندازه رئيس جمهور نبودند، كه ايشان بتوانند به آنها اعتماد كنند، مثل آقاى ولايتى؟
اين سؤال به خودشان مربوط است و من سخنگوى ايشان نيستم، فقط به عنوان يك مطلع عرض مى كنم، آقاى هاشمى دقيقاً براى پيشگيرى از آنچه امروز در كشور در حال وقوع است به عنوان يكى از احتمالاتى كه مى دادند وارد عرصه شدند. آقاى هاشمى معتقد نبودند كسى نيست كه بتواند در سطح رئيس جمهور كشور را اداره كند.
ولى در بيانيه اى كه صادر كردند، به اين موضوع اشاره كرده بودند.
نه، ايشان گفتند زمينه مناسب نيست، نه اين كه شخصى وجود ندارد. اتفاقى كه افتاده بود، تشتت در جناح اصولگرا و اصلاح طلب بود و آقاى هاشمى هم شرط آمدنشان اين بود كه اگر دو جناح به توافق نرسند آن گاه وارد عرصه خواهند شد. زيرا معتقد بودند در اين شرايط اگر از هر جناحى كسى روى كار بيايد، منجر به حوادثى خواهد شد كه كشور را در معرض خطر قرار مى دهد و فرصت ها را به تهديدها بدل خواهد كرد. تصميم آقاى هاشمى به عنوان شخصى كه سياست را از نگاه منافع شخصى نمى بينند و براساس منافع ملى تصميم مى گيرند، درست بود.
با اين تفاسير، حتماً بايد شخص آقاى هاشمى در انتخابات شركت مى كردند؟
ايشان كمك كردند كه در جناحين اجماع شود ولى اين اتفاق رخ نداد و در آخر نيز بزرگان مهمى از جناح اصولگرا و بزرگان زيادى از جناح اصلاح طلب كه اسمشان پيش ما امانت است به آقاى هاشمى تأكيد كردند در انتخابات كانديدا شود.
البته اين موضوع نقطه مقابل هم دارد. اين كه ورود آقاى هاشمى به انتخابات خود بزرگترين مانع براى اجماع جناح ها بود و خيلى از كانديداها (مثل آقايان كروبى، قاليباف، لاريجانى و...) در مصاحبه هايشان بر اين نكته تأكيد مى كردند.
نه، اين طور نيست! آقاى هاشمى عزمشان بر نيامدن بود. به هيچ وجه و هيچ امكان در جناح اصلاح طلب كه آقاى كروبى و دوستان مشاركت و مجاهدين قرار داشتند امكان ائتلاف وجود نداشت.
چرا؟
نه آقاى كروبى انصراف مى داد به نفع كانديداى ديگرى و نه مشاركت و مجاهدين انقلاب حاضر به حمايت از ايشان بودند. هنوز هم مى توانيد آثار و رگه هايى از اين اختلاف را ببينيد. درجناح اصولگرا هم همين طور بود. سه ضلعى (آقاى لاريجانى، قاليباف، احمدى نژاد) شدن آنها موجب شد هيچ كس به نفع ديگرى كنار نرود.
همين بحث آمدن آقاى هاشمى موجب به وجود آمدن چالشى در جناح اصولگرا شده بود كه چه كسى حاضر است با آقاى هاشمى رقابت كند.
با فرض اين كه آقاى هاشمى وارد صحنه نمى شدند، بازهم در ميان اصولگرايان اجماع نمى شد. اصولگرايان ابتدا بيشترين توجه شان به آقاى لاريجانى بود، بعد به سمت آقاى قاليباف روى آوردند و در ۳ روز آخر فضا به نفع آقاى احمدى نژاد تغييركرد.
يك گزاره ديگر مطرح است اين كه بسيارى از اطرافيان براى اين از دور آقاى لاريجانى رفتند كه ايشان را مرد رقابت با هاشمى نمى دانستند، يا درباره قاليباف هم مى گفتند كه تفاوت مشى اى با هاشمى ندارد.
نه اينها واقعى نيست. آقاى هاشمى كه هنوز اعلام كانديداتورى نكرده بود.
ولى مشخص بود، با آن هزينه هاى ميلياردى كه شده بود.
هزينه هاى واقعى را كه آقاى احمدى نژاد انجام داد. از روزى كه به شهردارى رفتند، پول به مساجد و مدارس داد! اين ها كه ديگر اسنادش موجود است. پسرعمه خود من يك مدرسه غيرانتفاعى دارد، مى گفت در زمان انتخابات از شهردارى براى كمك به مدرسه زنگ زدند.
بحث ما مخارج تبليغات انتخاباتى است. مى گويند در زمان انتخابات به ماشين هايى كه عكس هاى ايشان را مى چسباندند و در سطح شهر مى چرخيدند ۱۰۰ هزارتومان مى دادند.
نه. اين ها دروغ محض است. دروغ نگوييد، اين موضوع روشن است كه آقاى احمدى نژاد، ۳۵۰ ميليارد تومان به مساجد، فرهنگيان و بسيجيان دادند كه اين موضوع در آينده رسيدگى خواهد شد.
به هرحال اگر فرض كنيم كه آقاى هاشمى در يك انتخابات دموكراتيك (كه ما قبول نداريم) به دليل هاى مختلف و به طور رسمى شكست خورده باشد، اين نقطه نقص نيست و نقطه كمال است. اين كه مردم ايشان را نپذيرفتند و رأى ندادند دليل بر نقصان نيست و حضور در انتخابات نشان كمال است.
نمى توان اين مسأله را از شخصى مثل آقاى هاشمى كه سرد و گرم روزگار را ديده اند و تجربه انتخابات بسيارى را در عمر خويش داشته اند و به قول خود به عنوان ناجى مردم در انتخابات شركت كرده اند، قبول كرد كه اصلاً به فكر برنده شدن در انتخابات نبوده اند و به رأى آوردن از طرف مردم نمى انديشيدند و تنها به خاطر تفكرات و عقايدشان شركت كرده اند.
اگر رأى مردم مدنظر باشد بايد در انتخابات خبرگان، كه يك انتخابات سالم بود، رأى مردم را بسنجيم. اين كه تمام امكانات يك نهاد نظامى را در سراسر كشور براى تخريب يك نفر بسيج كنيم و مطالب دروغ و شب نامه ها را منتشر كنيم وفشار تبليغاتى سنگينى را وارد كنيم و از آن طرف پايگاه هاى يك نهاد ديگر را بسيج كنيم كه رأى توى صندوقها بگذارند كه ديگر به اين نمى گويند انتخابات!
با فرض اين كه صحبتهاى شما درست باشد (كه چنين چيزى نبود)، يعنى شما در انتخابات نهم رياست جمهورى هيچ اشتباهى نداشتيد؟ در بحث تبليغات هيچ كمبود و كاستى وجودنداشت؟ آقاى هاشمى حتى يك سفر بين شهرى نداشتند.
اين ها را قبول دارم و تنها تخريب ها نبود. ولى جريان مقابل حجم وسيعى از تخريب را پيش رو گرفته بود.
اگر بحث تخريب آقاى هاشمى است، آقاى احمدى نژاد هم مورد هجمه هاى وسيعى از تخريب قرارگرفت.
اصلاً عليه آقاى احمدى نژاد تخريبى انجام نگرفت. بحث نواقص تبليغات آقاى هاشمى را قبول دارم زيرا آقاى هاشمى دير تصميم گرفتند در انتخابات شركت كنند و ما نتوانستيم تدارك لازم را در اين خصوص درنظر بگيريم. درباره تخريب آقاى احمدى نژاد چون در نظرسنجى ها حضور نداشتند، در نتيجه مورد تخريب هم قرار نگرفتند.
در فاصله ۲۷ خردادماه تا ۳ تيرماه، بيشترين حجم تخريب ها متوجه آقاى احمدى نژاد بود.
از موتور تخريبى كه عليه هاشمى روشن شده بود، همه كانديداها استقبال مى كردند، از آقايان معين وكروبى گرفته تا آقاى احمدى نژاد. همه كانديداها رقيب خود را آقاى هاشمى مى دانستند و با فرصت كمى كه در اين فاصله وجود داشت نمى توانستيم با وجود چرخش بقيه كانديداها به سمت آقاى هاشمى موج تخريبى را كه در جامعه ايجاد شده بود دفع كنيم.
اين موتور تخريبى كه عليه آقاى هاشمى وجود داشت از كى آغاز شده بود؟
از ۲ ماه قبل از آغاز انتخابات.
پس تخريب هاى زمان انتخابات مجلس ششم كه از سوى همين دوستان اصلاح طلب امروزتان بود چه مى شود؟
معتقدم موج تخريب آقاى هاشمى چهارمرحله داشت. مرحله اول كه يك موج ملايم بود، در زمان مجلس سوم شروع شد و نخستين بنايى بود كه براى برخورد با آقاى هاشمى گذاشته شد. موج دوم در مجلس چهارم شكل گرفت و اين بود كه مجلس چهارم از شعار خود كه «اطاعت از رهبرى و حمايت از هاشمى» بود عدول كرد. البته آن را توانستيم با ايجاد حزب كارگزاران سازندگى جبران كنيم و موج سوم در انتخابات مجلس ششم كه بسيار سنگين بود از طرف رفقاى تندرو جناح اصلاح طلب صورت گرفت. زيرا آنها آقاى هاشمى را مانع تحقق اهداف خود مى دانستند و تصميم گرفتند به شدت برخورد كنند. خيلى از عقلا هم به اين جريان تذكر دادند، حتى آقاى ابراهيم يزدى ؛ ولى آنها اين راه را رفتند و بعدها هم بريدند و مسيرى را رفتند كه نبايد طى مى كردند. اين موج بزرگى بود كه آقاى هاشمى را زير سؤال برد.
آقاى محمد هاشمى در مصاحبه اى گفته بودند آقاى خاتمى آن زمان به طور عملى از آقاى هاشمى حمايت نكردند.
آقاى خاتمى هيچ گاه موج تخريب هاشمى را همراهى نكردند. تأثيرگذارى آقاى خاتمى در برخورد با گروه هاى تندرو نه تنها در بحث هاشمى، بلكه در بقيه مسائل هم تأثيرى تعيين كننده نداشت وبه همين دليل هم اين موضوع در برهه اى روى جبهه اصلاحات اثر جدى گذاشت. البته اين تعيين كننده نبودن برخورد خاتمى با تندروها فقط مختص به آقاى هاشمى نبود مربوط به همه موارد بود. آنها اصلاً حرف خاتمى را گوش نمى كردند.موج چهارم تخريب هم از طرف تندروهاى جريان راست بود كه كار خود را در انتخابات رياست جمهورى آغاز كردند و در انتخابات مجلس خبرگان حذف شدند.
اين سؤال را جواب نداديد چرا آقاى هاشمى شخص ديگرى را به جاى خود وارد عرضه نكردند، مانند آقاى ولايتى كه در انتخابات شركت كردند و به نفع آقاى هاشمى كنار رفتند؟
از خودشان بپرسيد، من كه سخنگوى ايشان نيستم.
به عنوان يكى از افراد نزديك به ايشان و مدافع برنامه هايشان درانتخابات نهم رياست جمهورى بگوييد.
من مدافع ايشان هستم ولى اين كه بخواهم از طرف ايشان صحبت كنم، نه!
در سال،۷۵ كارگزاران سازندگى طرحى را دادند درباره لزوم تمديد مدت رياست جمهورى هاشمى كه شما هم در صدر حمايت كنندگان اين طرح بوديد چرا در زمان انتخابات شما فقط ايشان را منجى مى دانيد؟
اين طورى كه شما مى گوييد نبود، يك بحث كارشناسى بود كه الآن هم هنوز براى من مطرح و جدى است.
آقاى هاشمى و نزديكانشان نزديك به ۱۶ سال اركان اساسى نظام و امور اجرايى كشور را در دست داشتند، چه شد كه نزديك به انتخابات كشور بحرانى و نياز به حضور هاشمى دوباره احساس شد؟
اين طرح درباره تمديد رياست جمهورى نبود. يك بحث كارشناسى بود. زيرا با تغيير قانون اساسى رئيس جمهور نفر دوم كشور است. همان طور كه براى رؤساى قواى ديگر و وزرا درباره مدت زمان محدوديت وجود ندارد. نظر ما هم اين بود كه درباره رياست جمهورى هم كه نفر دوم كشور است، نبايد اين محدوديت وجود داشته باشد. چرا كه توجيه كارشناسى ندارد. الآن رئيس جمهور ايران به لحاظ ساختار قانون اساسى، در مقايسه با ديگر كشورها، در حد يك نخست وزير است.
ولى شما بيشتر به بحث توانمندى هاى آقاى هاشمى در آن زمان پرداخته بوديد نه بحث كارشناسانه؟
شما را ارجاع مى دهم به مخالفت هاى مخالفان آقاى هاشمى. اگر چنين جايگاه و قدرتى را نداشتند، چنين تخريبى نه توسط تندروهاى چپ و نه توسط تندروهاى راست عليه ايشان انجام نمى شد.
درباره تبليغات انتخابات آقاى هاشمى به نظر مى رسيد ستادهاى تبليغاتى از ماه ها قبل كار خود را آغاز كرده اند و نخستين مسأله اى هم كه در تبليغات به چشم مى خورد، اين بود كه تبليغات بورژوازى است و براى مذهبيون و طبقات پائين جامعه پيامى ندارد. مثل «هاشمى ۲۰۰۵» كه اين گونه تبليغات مورد انتقاد بسيارى از طرفداران آقاى هاشمى از جمله جامعه روحانيت مبارز بود.
آقاى هاشمى هيچ گاه ستاد متمركزى نداشتند و واقعاً از قبل اين طور كه مى گوييد آغاز نشده بود.
اما بسيارى از ستادهاى شهرستان ها به صورت غيررسمى فعاليت خود را از ماه ها قبل آغاز كرده بودند.
آنچه اتفاق افتاد به صورت خودجوش و به وسيله هواداران ايجاد شده بود و بسيارى از آنها هم اشتباه بود كه اثر خوبى نداشت. اين تبليغات هيچ كدام با برنامه و كنترل ايشان نبود، تنها تبليغات تلويزيونى زير نظر آقاى هاشمى بود.
بحث تبليغات كه اينقدر اهميت دارد، چرا كنترل شده نبود؟
به آن صورت وقتى نداشتيم، فقط ۳ هفته فرصت داشتيم. ما بعد از اين كه برخى از اين تبليغات رخ مى داد متوجه آن مى شديم و نمى توانستيم با آنها برخورد كنيم و اين از نواقص كار ما بود.
فيلم كمال تبريزى هم بازتاب مثبتى براى آقاى هاشمى نداشت، اين را برآيند نظرسنجى ها مى گفت.
آقاى هاشمى يك شخص مذهبى قشرى نيست كه عده اى از ايشان خوششان بيايد. يك مذهبى عميق است كه با افراد مختلف جامعه تعامل داشته است. آقاى هاشمى اهل تظاهر و عوامفريبى نيست.
چرا آقاى هاشمى در تبليغات و اظهاراتشان، هيچ تلاشى در جهت روشن كردن برخى نكات مبهم و عملكرد ۸ ساله خود در دولت شان نكردند و تبليغات ايشان بيشتر به يك آگهى هاى احساسى و پرهزينه تبديل شده بود؟
كدام تبليغات احساسى و پرهزينه بود؟
مثلاً رپرتاژ آگهى در رسانه هاى خارجى.
اين ها همه شايعه و تهمت است. نمايش تبليغات براى خارجى ها چه اثرى مى تواند داشته باشد؟
برخى نمايش عملكرد و تبليغات خود را در ميان خارجى ها بسيار مناسب تر از نمايش عملكردشان در داخل مى دانند.
ممكن است براى بعضى اين طور باشد، ولى براى آقاى هاشمى اين طور نبود، شما بگوييد اين اتفاق كى افتاده است؟
مثلاً در دى ماه سال ۸۳ يك منبع آگاه، (يك ديپلمات ايرانى در لندن) در يك روز، چهار مصاحبه با نشريه هاى خارجى (تايمز، رويترز، فايننشيال و...) انجام داده بود مبنى بر آثار مثبت حضور هاشمى در انتخابات ايران.
آن تحليل خودش بوده كه غربى ها هم بالطبع آن را دنبال مى كنند.
با تمام اين تفاسير و همه مسائلى كه درباره ضعف ستادهاى هاشمى مطرح شد و پاسخ هاى شما در اين باره، شما چه نقش و جايگاهى را براى رأى مردم قائليد، با توجه به اين كه مردم به هر دليل آقاى احمدى نژاد را به عنوان رئيس جمهور انتخاب كردند و به ايشان رأى دادند.
ما نمى گوييم كسى به احمدى نژاد رأى نداده، مطمئناً بخشى از مردم به ايشان رأى دادند. اما ما در رأى
۱۷ ميليونى ايشان ترديد داريم. دليلش هم اين است كه اگر به شكايات رسيدگى مى شد و نهادهاى ناظر بى طرف بودند، اين طور نمى شد و خيلى بهتر بود كه با رأى۱۲ ميليونى پيروز انتخابات شوند تا اين كه با رأى
۱۷ ميليونى كه در آن ترديد وجود دارد.
اين را قبول داريد كه به هر حال رأى احمدى نژاد بيشتر از هاشمى بود؟
نه، اين را نمى توانيم بگوييم. ما مى گوييم روند برگزارى انتخابات روندى نبود كه ما تأييد كنيم.
اين انتخابات در دولت اصلاحات برگزار شد و شما نيز خودتان را گروهى از اصلاح طلبان مى دانيد و اين انتخابات در دولت آقاى احمدى نژاد و يا منتسبان به ايشان برگزار نشد، ضمن اين كه شما در صحبت هايتان به اين نكته اشاره كرديد انتخابات خبرگان كه در زمان دولت نهم برگزار شد، انتخابات سالمى بود.
(با خنده) مى دانيدكه دولت ها با محدوديت هايى مواجه هستند. هم دولت آقاى احمدى نژاد در اعمال نظارت بر مجلس خبرگان با محدوديت هايى مواجه بود و هم آقاى خاتمى در برگزارى انتخابات نهم رياست جمهورى.
ولى شما گفتيد انتخابات خبرگان، انتخابات بدون دخل و تصرفى بود؟ و سالم برگزار شد.
چون دولت نتوانست دخالت كند. چرا كه علاقه مند بودندكه طرفداران آقاى مصباح به روى كار بيايند. در انتخابات نهم هم به وزارت كشور انتقاداتى وارد بود و در اين زمينه ضعف هايى داشت و نتوانست به تناسب زمان خود را براى برگزارى يك انتخابات بى دغدغه آماده كند و نمى توان گفت آنها مبرا هستند و نمى توان فقط از نهادهاى نظارتى انتقاد كرد.
پس اين ضعف و نقص به وزارت كشور دولت اصلاحات بر مى گردد و نتيجه اى هم كه بيرون آمد مورد دلخواه دولت اصلاحات و وابستگانش نبود پس اگر در ۱۷ ميليون رأى ترديدى وجود داشته باشد، بايد به تعداد بيشتر آن شك كرد و نه كمتر! بحث من اين بودكه شما دراين ۱۷ ميليون رأى چه جايگاه و نقشى را براى مردم قائليد؟
انتخاباتى برگزار شد و نتايجش هم مشخص، ان شاءالله كه مردم از اين نتيجه خير ببينند و پشيمان نشوند.
جايگاه رأى مردم چه مى شود؟
ان شاءالله هواداران دولت مثل آقاى خوش چهره پشيمان نشوند.
درحال حاضر بحث عملكرد دولت نهم نيست، بحث انتخابات سوم تير و نتيجه آن است. آقاى هاشمى هم دو دوره رئيس جمهور بودند، اما در انتخابات نهم ، مردم ديگر به ايشان رأى ندادند و اين يك روند طبيعى و از پايه هاى دموكراسى است كه وقتى مردم ببينند خواسته هايشان محقق نشد به سمت ديگرى رو كنند.
مردم حق دارند كه نظراتشان را با آراى خود تغيير دهند.
پس مى توانيم بگوييم كه مردم در آن مقطع به آقاى هاشمى و برنامه هايشان رأى ندادند. كانديداى دولت اصلاحات هم كه اصلاً به دور دوم راه پيدا نكرد. من جوابم را نگرفتم، شما براى رئيس جمهور شدن آقاى احمدى نژاد براى رأى مردم چه جايگاهى قائليد؟
نه اين كه بگويم مردم نقشى نداشتند و رأى ندادند منتها حيف كه رأى مردم با دخالت ها مخدوش شد.
چند درصد آراى مردم مخدوش شد؟
ما ارزيابى از مقدارش نداريم. ولى اى كاش مى گذاشتند كه رأى طبيعى اتفاق مى افتاد.
منظور از رأى طبيعى چيست؟
در رأى طبيعى، تخريبى وجود ندارد، نهادهاى نظامى و شبه نظامى هم دخالت نمى كنند.
شما در صحبت هايتان گفتيد كه سند داريد، چرا ما هيچ كدام از اين سندهارا نديديم ، آن چندميليون CD، يك دانه اش هم به ما نرسيد!
به شما نرسيد، خوب خيلى ظلم در حقتان شد. اگر آن CD را ديده بوديد، الآن نظرتان متفاوت بود. در اين كه يك اراده اى بود كه آقاى هاشمى رئيس جمهور نشود، هيچ كس نه ترديدى دارد و نه شما ترديد كنيد. و اما اين كه بگوييم آقاى احمدى نژاد و ستادهايشان تخريب مى كردند، نه اين طور نبود. آقاى احمدى نژاد محصول يك فضاست، فضايى كه يك طرف اصلاح طلبان با هم اختلاف داشتند و طرف ديگر اصولگرايان و كانديدايى كه دراين ميان مستقل بود و مى توانست مورد قبول دوطرف باشد آقاى هاشمى بود كه آن هم با تخريب هدايت شده جاى ديگرى مواجه شد. آقاى احمدى نژاد نه شناخته شده بود و نه كسى او را به عنوان صاحب جريانى مى شناخت و اين كه چه مسائلى پشت پرده بود را به عهده تاريخ مى گذاريم.
گزاره ديگرى كه مطرح است، اين بود كه آقاى احمدى نژاد تنها كانديدايى بودندكه روى دو نكته بسيار تأكيد مى كردند، يكى قشر فقير و توده مردم و ديگر قشر متدينين. اما تبليغات كانديداى ديگر به نوعى بودكه نمى خواستند به اين دو موضوع بپردازند؟
مردم ايران، اين قدر فقير نيستند كه بگوييم شورشى در طبقه فقير جامعه ايجاد شد.
ولى امر معيشتى و اقتصادى براى مردم اولويت دارد.
امر معيشتى كه مهم است، آقاى هاشمى مظهر كار معيشتى بودند.
البته آقاى هاشمى مظهر سازندگى هستند و در آن سال آخر دوران رياست جمهورى شان هم شاهد يك تورم تقريباً ۵۰درصدى بوديم و مردم ديد مثبتى نداشتند؟
تورم ۵۰ درصدى در سال آخر نبود. آقاى هاشمى در طول ۸ سال ۱۱۳ ميليارددلار درآمد نفتى داشته است. بايد انصاف داشته باشيم. بودجه كشور در سال پايانى جنگ ۴۸ درصد استقراض از بانك مركزى بوده است. يك وقت است كه در اثر نداشتن بايد عدم تعادل ها را در اقتصاد به تعادل برسانيم و تورم هم ايجاد مى شود. اين متفاوت است با تورمى كه در اثر پولدار بودن ايجاد مى شود.
ما در حال حاضر بر روى عملكرد دولت آقاى هاشمى بحثى نداريم در صحبت هايتان گفتيد مردم به انديشه ها و عقايد و شعارهاى احمدى نژاد رأى ندادند، در صورتى كه اكثراً در مقابل آقاى هاشمى به همين انديشه ها رأى دادند.
من بحثى ندارم، اگر اين طور فكر مى كنيد، من حرفى ندارم و تسليم مى شوم.
پس استقبال مردم از سفرهاى استانى رئيس جمهور را چگونه تفسير مى كنيد.
اين كه مورد جديدى نيست. همه رئيس جمهور هايى كه به شهرستان ها مى رفتند با استقبال مردم مواجه مى شدند و موضوع فوق العاده اى نيست. مهم اين است كه بتوانيد به مردم خدمت كنيد و آن خدمت بماند.
اگر آقاى احمدى نژاد براى انتخابات آتى رياست جمهورى كانديدا شوند شما چه نتيجه اى را پيش بينى مى كنيد؟
آقاى احمدى نژاد با چالش هاى سختى مواجه است و تنهاست و تنهايى كار دستش مى دهد.
با همين تنهايى چگونه ارزيابى مى كنيد، زيرا ميزان رأى مردم است؟
بله، رأى مردم تعيين كننده است. اما آقاى احمدى نژاد با چند مشكل جدى روبروست. در حل مشكل مردم و سياست خارجى، مسير درستى را انتخاب نكرده است در عرصه داخلى هم تجربه و توان همه جناح ها را به كار نمى گيرد و مى خواهد تنهايى يك بازى را اداره كند و قاعدتاً چون بر حدى از استحكام و نفوذ نيست نمى تواند به تنهايى ادامه دهد. مهم ترين چالش پيش روى دولت، انتخابات مجلس هشتم است. اتفاقى كه ممكن است بيفتد و از نظر ما هم محتمل است، اين كه اصلاح طلبان پيروز مجلس هشتم شوند، كه اگر اين گونه شود، طبيعى است در انتخابات آتى رياست جمهورى هم رقيبى جدى براى آقاى احمدى نژاد در نظر مى گيرند. اگر هم اصولگرايان منتقد آقاى احمدى نژاد كه ما اسمشان را اصولگرايان سنتى و اصيل مى گذاريم، انتخابات را ببرند، از روز بعد از انتخابات مجلس هشتم، فضا براى آقاى احمدى نژاد به تدريج تنگ خواهد شد به طورى كه آقاى احمدى نژاد خود از كانديدا شدن منصرف خواهد شد.
اگر كانديدا شود، آن موقع چگونه خواهد شد؟
آقاى احمد ى نژاد رأى نخواهد آورد.
بحث و انتقادى كه به حزب كارگزاران و احزاب اصلاح طلب وارد مى شود اين است كه براى رأى مردم جايگاهى قائل نيستيد. شما در صحبت هايتان مدام به بازى هاى سياسى و قرار گرفتن افراد و احزاب اشاره مى كنيد و شرط دوباره رئيس جمهورشدن احمدى نژاد را پيروزى گروه هاى منتسب به ايشان در مجلس مى دانيد و هيچ جايگاهى را براى رأى و عقايد مردم در نظر نمى گيريد؟
اين ها همگى نماينده مردم هستند، مردمى كه الآن در ايران زندگى مى كنند. خيلى راحت بگويم مردم ايران موفق ترين دولت ها هم نزدشان ناموفق اند.
شما آقاى هاشمى را جزو اصولگرايان مى دانيد يا اصلاح طلبان؟
به يك مفهوم اگر بحث جمهورى اسلامى و رهبرى را اصل بگيريم و نه حواشى را، آقاى هاشمى اصولگراست.
يعنى اصلاح طلبان اين موارد را اصل نمى دانند؟
نه اين گونه نيست. منظور اين است كه اگر اصولگرايى بدين معنا كه هر اقدامى كه شوراى نگهبان يا قشريون مذهبى انجام مى دهند، اصولگرايى است نه، آقاى هاشمى اصولگرا نيست. به معنى واقعى هم آقاى هاشمى يك شخصيت اصلاح طللب است.
يكى از روزنامه هاى اصلاح طلب در يادداشتى آقاى هاشمى و على دايى را با هم مقايسه كرده و از ايشان دعوت كرده بود كه به روى نيمكت بروند و بازنشسته شوند. نظرتان درباره اين موضوع چيست؟
اين يك نظر بود و من هم جوابش را دادم. من اساساً معتقدم سياستمدار نبايد به دنبال قهرمانى باشد، بلكه سياستمدار بايد به دنبال خدمت به مردم باشد.
شما به عنوان سخنگوى حزب كارگزاران، اگر بخواهيد يك بازشناسى رفتارى براى انتخابات آتى داشته باشيد و نواقص را برطرف كنيد، بيشتر چه نكاتى را مدنظر قرار خواهيد داد؟
اگر بخواهيم در عرصه انتخابات موفق شويم. بيش از آنكه حزبى عمل كنيم بايد جناحى عمل كنيم و در قالب حزب نمى توانيم يك اكثريت باشيم. اشكال اصلى را به جناح خودمان (اصلاح طلبان) مى دانيم كه نبايد متفرق عمل مى كرديم. تندروها فضايى ايجاد كردند كه بقيه هم نتوانستند دور هم جمع شوند.
شما براى مجلس هشتم كانديدا مى شويد؟
نه، مى خواهم منتقد دولت آقاى احمدى نژاد باقى بمانم.